به نام ایزد یکتا

یلدای ما ، گاه شادی همه مردمان جهان باد........

روزگار در گذر است ، روزها  از پی شب ها ، و شب ها رازداران روزان پر تکاپو.......

و در بردابرد این آیند و روند پی در پی ، زندگی است که تداوم دارد ، گیرم از جامه ای به جامه دیگر و از کالبدی به کالبدی نو تر.

در این میانه اما ، نیاکان فرزانه ونیک اندیشمان ، به فرخندگی این گردش همایون فال شب و روز و فصل به فصل ، بر پیوستگی هزاران سال ، آئین هایی در انداخته اند تا بدانیم ایزد دانا و توانا ، از برای بودن ماست که چنین گشاده دستانه هر دم جامه ای نو بر تن طبیعت می پوشاند ، تا بدانیم که در دل شبان سرد و تیره زمستان ، زندگی است که می بالد و جان میابد در موعود خجسته بهاران.

و یلدا یکی از ماندگارترین این میراث است ، شبی بلند تا مهر بورزیم و بدانیم علی رغم سرمای جانسوز ، گرمای محبت است که زندگی می سازد ، یلدایی که شب زنده داری و شاد خواریش را می دانیم ، اما کمتر می دانیم که پدرانمان از پس هزاران زمستان پیش در این گاه سال ، درخت بی برگ و باری را می آراسته اند و گرامی می داشته اند به یادمان بهار ، درختی که به غربت رفت و شد آذین سال نو مردمان آن سوی زمین و طرفه آنکه در چنین شب هایی!

اما چه باک ، که پدرانمان در هل من مبارز سهمگین باد و برف و سرما و غریو سرکشانه دیو سپید زمستان ، با دستان سبزشان شادی را هدیه کردند به تمامی مردم دنیا ، پس به یادمان چنین پدران اهورایی ، یلدایتان مبارک.

          معاشران گره از زلف یار باز کنید     شبی خوش است ، بدین قصه اش دراز کنید

 

                                                                                         انوشه پردیسی بمانید

 

/ 1 نظر / 13 بازدید
رضا صديق

سلام هومن جان حسب اتفاقُ وبلاگت را ديدم (یکی هم مطالبت را خواندم) از ديدن عکست! خيلی خوشحال شدم گفتم سلامی کرده باشم رضا صديق